-
و تو ای مهربان...
در نیمه راه پاییز، در اوج همه احساسات عاشقانه
و با لطافتی بهاری، به دنیا آمدی
می توانی یکی یکی شمع ها را فوت کنی...
برای هر کدامشان یک دنیا آرزوی خوب دارم
عزیز...
هر جا که هستی
زیر سایه پهناور این آسمان اگر گام بر می داری
و سایه ای می شوی برای همه ی عاشقانه های من
آرام باشی و شاد
یه دوست خیلی خوب این رو برام فرستاد و واقعا خوشحالم کرد و من هم تصمیم گرفتم اینجا بزارمش به امید اینکه همه دوستان عزیز و همه فامیل های نازنین و همه اونها که دلم براشون میطپه هر جا هستن شاد باشن و تو این سال جدید از زندگیم همیشه بجز خبر خوش و شادی از هم نشنویم
به امید خدا
و نخستین پرتو خورشید
که باز تابید بر زمین که هنوز از باران خیس است،
همه چیز بوی زندگی میگیردو آرامش فرا میرسد آرامشی که همانند ندارد )))
پاییز را دوست دارم...
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
|
تعبیر: آرام و قرار داشته باش. در راه عشق صبور و شکیبا باش و نا امیدی را از خود دور کن. به زودی به مقصود و آرزوی خود می رسی.
|
بچه ها گاهی غروبها میرن اونجا شنا کیان که اصلا فکرش رو هم نمیکردم با جلیقه قشنگ شنا میکنه و خیلی خیلی هم دوست داره اب بازی رو حتی از رو تخته شیرجه هم میره بیشتر از بچه گنده ها ![]()
یکی دوباری فکر کرد چون با جلیقه میره راحته حتما بدون جلیقه هم میتونه بهرحال.. پرید تو اب البته ما همون دور و بر ها بودیم خودش رو با دست و پا زدن نگه داشت اما کمی جا خورد الان حواسش هست ولی خوب من تموم مدت که تو حیاط باشه مجبورش میکنم جلیقه بپوشه .. و حواسم بهشه ..
تابستون شروع شده یهو یعنی هوا اینقدر گرم شد یهو که ادم باورش نمیشه ..
این روزها .....ی من
باز میام مینویسم به زودی
پدر ، نام تو تکیه گاه من است . .
پدر عزیزم
از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد
این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . .
پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی .
پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

